ملاك‌هاي طبقه‌بندي جانوران
متن سخنراني حنيف قلندري درباره‌ي «ملاك‌هاي طبقه‌بندي جانوران: مقايسه‌ي آراء ارسطو، جاحظ، ابن‌سينا و قزويني»

مطالعه تاريخ علم، جستجو در کوشش بشر براي گسترش فهم خود از جهان است. طبقه‌‌‌بندي در اين ميان يکي از بهترين ابزارها براي نظام‌‌‌مند شدن اين فهم و روشن شدن روش مطالعات بعدي است، به ويژه اگر موضوع مورد مطالعه از تنوع و گستردگي برخوردار باشد. جانورشناسي چنين است و ضرورت طبقه‌‌‌بندي در آن به خوبي احساس مي‌‌‌شود. اما ملاک اين طبقه‌‌‌بندي چيست يا چه مي‌‌‌تواند باشد؟ گذشتگان در مورد اين پرسش چگونه مي‌‌‌انديشيدند؟ عصر گرم روز چهارشنبه پانزدهم تيرماه سالن سخنراني موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه به زور کولرهاي گازي خنک شده بود تا علاقه‌‌‌مندان پاسخ اين سوال را از زبان حنيف قلندري دانشجوي دکتراي تاريخ علم پژوهشگاه تاريخ علم بشنوند. او که کارشناسي ارشد تاريخ علم را در دانشگاه تهران گذرانده در اين سخنراني به مقايسه طبقه‌‌‌بندي‌‌‌هاي جانوران نزد ارسطو، ابن‌‌‌سينا، جاحظ و قزويني پرداخت. دکتر ضيا موحد، دکتر حسين معصومي همداني، دکتر شاپور اعتماد، دکتر مهدي نسرين، دکتر لاله قدک‌‌‌پور، دکتر حسين شيخ‌‌‌رضايي و دکتر نصرالله موسويان از مخاطبان اين نشست بودند:

قلندري در ابتدا به کار اصلي خودش در زمينه تاريخ علم يعني هيات اشاره کرد و گفت: من در اصل از آسمان صحبت مي‌‌‌کنم اما اکنون مي‌‌‌خواهم در مورد زمين بحث کنم. اين هم به خاطر مقاله‌‌‌اي بود که از طرف دايره‌‌‌المعارف به من در اين زمينه پيشنهاد شده بود. نکته جالب توجه در اين بحث ملاک‌‌‌هاي طبقه‌‌‌بندي در ميان مسلمانان بود.

قلندري سپس به بحث از طبقه‌‌‌بندي جانوران اشاره کرد و گفت: امروزه در طبقه‌‌‌بندي جانوران از روش ريخت‌‌‌شناسي مبتني بر ويژگي‌‌‌هاي اندام ظاهري جانوران استفاده مي‌‌‌شود. مبدع اين روش کارل لينه(1707-1778) است. اما تا پيش از آن همواره براي جانورشناسان اين مشکل جدي بود که ملاک طبقه‌‌‌بندي چيست. اين مشکل ناشي از آن بود که آنها خصوصيت مشترکي را که به دنبالش مي‌‌‌گشتند پيدا نکردند، يعني آن جنس خاصي را که بتوان جانوران را ذيل آن دسته‌‌‌بندي کرد. اما فقط ارسطو بود که به اين نکته صريحا اشاره کرده است. نکته ديگر اين که آنچه گذشتگان در مورد جانوران گفته‌‌‌اند بيشتر توصيفي است که بسيار نيز قابل توجه است، اما اين توصيفات از نظر ايشان براي طبقه‌‌‌بندي جالب توجه نبود.

 وي سپس به پيشينه طبقه‌‌‌بندي جانوران و آثار مربوط در اين زمينه اشاره کرد و گفت: اولين کتابي که به وضوح در اين زمينه نگاشته شده است، کتاب ارسطو بوده است و تا پيش از آن به وضوح اثري اختصاصا در اين زمينه موجود نيست. حتي کتابي که در آثار عربي به دموکريتوس نسبت مي‌‌‌دهند، بيشتر در زمينه تشريح است. اما مشخص‌‌‌ترين کتاب کتاب‌‌‌الحيوان ارسطوست که شامل 21 مقاله در سه مجلد است: طباع الحيوان، اجزاء‌‌‌الحيوان و في کون الحيوان. البته برخي همچون پک معتقدند که آثار ارسطو در مورد نفس را نيز مي‌‌‌توان دنباله مباحث جانورشناسي او تلقي کرد.

وي گفت: ارسطو در آثار خود چنان به بحث جانورشناسي مي‌‌‌پردازد که گويي نظر خودش را در اين زمينه مطرح کرده است. او مطالعه جانوران را به اندازه مطالعه اجرام آسماني مهم مي‌‌‌داند. اما براي مطالعه جانوران بايد آن‌‌‌ها را از يکديگر متمايز کرد. براي اين کار سراغ اجزاي بدن حيوانات مي‌‌‌آيد. معلوم نيست که ارسطو در اين زمينه خودش تشريح کرده يا آثار ديگران را مطالعه کرده است. او اشاره مي‌‌‌کند که ما تنها بر پايه ويژگي‌‌‌هاي فيزيکي جانوران مثل اندام داخلي و اندام خارجي آن‌‌‌ها مي‌‌‌توانيم آن‌‌‌ها دسته‌‌‌بندي کنيم. او سپس ملاک‌‌‌هاي مختلفي در طباع‌‌‌الحيوان مي‌‌‌آورد، ملاک‌‌‌هايي چون نحوه غذاخوردن، نحوه شکار کردن، توليد مثل و ... . اما در اين مورد دقت چنداني نکرده است. براي اين امر دو دليل مي‌‌‌توان آورد، نخست اين که ارسطو نتوانسته نشانه مشخصي در ميان همه جانوران پيدا کند و دوم اين که هدف ارسطو از ذکر ملاک‌‌‌ها اصلا طبقه‌‌‌بندي نبوده است. اما در مجموع مي‌‌‌توان گفت که ارسطو نتوانسته طبقه‌‌‌بندي خوبي در مورد جانوران ارائه کند.

 قلندري در ادامه به سه نوع طبقه‌‌‌بندي که ارسطو در مجموعه کتاب‌‌‌هاي کتاب‌‌‌الحيوان ارائه کرده اشاره کرد و گفت: نخستين اين طبقه‌‌‌بندي‌‌‌ها در طباع‌‌‌الحيوان است. او در اين کتاب جانوران را به 7 جنس کلي تقسيم مي‌‌‌کند که عبارتند از: پرندگان، ماهي‌‌‌ها، جانوران بزرگ دريايي مثل نهنگ، جانوراني که پوست شکننده دارند مثل حلزون، صدف‌‌‌داران مثل خرچنگ، نرم‌‌‌تنان و حشرات. او در ذيل اين هفت جنس اصلي مي‌‌‌گويد که بقيه را نمي‌‌‌توان جنس بزرگ خواند، جانوراني چون انسان، شير، شتر و ... . او اين جانوران را يک گونه خاص مي‌‌‌نامد.

 وي دومين تقسيم بندي ارسطو را در کتاب في‌‌‌کون الحيوان و بر اساس روش توليد مثل عنوان کرد و گفت: از نظر ارسطو بر اساس اين ملاک چهار دسته جانور از يکديگر قابل تمايز هستند: نخست جانوراني که نوزادشان شبيه والدين است اما از والدين کوچک‌‌‌ترند، بيشتر پستانداران چنين‌‌‌اند، دسته دوم جانوراني هستند که تخم فرزندشان را در بدن پدر يا مادر رشد مي‌‌‌کنند، مثل مارها يا برخي ماهي‌‌‌ها، دسته سوم جانوراني که بيرون از بدن والدين تخم مي‌‌‌گذارند، مثل اکثر پرندگان و دسته آخر نيز جانوراني که لارو دارند، يعني توليد مثل غيرتناسلي دارند مثل حشرات.

 قلندري سومين تقسيم‌‌‌بندي ارسطو را بر اساس خون داشتن يا نداشتن جانوران خواند و گفت: البته منظور ارسطو مثل اکثر قدما از خون مايع قرمزي است که در بدن جاري است. بر اساس اين تقسيم‌‌‌بندي در تقسيم‌‌‌بندي اولي يعني هفت جنس، سه دسته پرندگان، ماهي‌‌‌هاي و جانوران بزرگ دريايي خون دارند و در تقسيم‌‌‌بندي ثانويه يعني تقسيم‌‌‌بندي بر اساس روش توليد مثل، سه دسته اول خون دارند.

 قلندري دو دسته‌‌‌بندي اخير را از نگاه ارسطو مهم‌‌‌تر خواند و گفت: تقسيم‌‌‌بندي اوليه فقط در مقدمه کتاب ارسطو اشاره شده است، اما او از دو طبقه‌‌‌بندي بعدي در سراسر کتاب براي بررسي جانوران استفاده مي‌‌‌کند.

وي سپس به شيوه‌‌‌هاي طبقه‌‌‌بندي جانوران نزد انديشمندان و دانشمندان مسلمان اشاره کرد و از ابن‌‌‌سينا شروع کرد: ابن‌‌‌سينا بخش زيادي از کتاب هشتم طبيعيات شفا را به تشريح اختصاص داده است. او مي‌‌‌گويد براي تشريح نبايد حيوان را کشت، ارسطو از روش گرسنه نگه داشتن جانوران براي لاغر شدن جانوران سخن مي‌‌‌گويد اما روش ديگر خفه کردن حيوانات است. او سپس به مقايسه اندام داخلي حيوانات و در برخي موارد مقايسه اين اندام‌‌‌ها با اندام انسان مي‌‌‌پردازد و از اين نظر کتاب بيشتر پزشکي است. او در ابتداي کتاب به طور خلاصه بحث ارسطو از طبقه‌‌‌بندي جانوران به خصوص طبقه‌‌‌بندي بر اساس خون داشتن يا خون نداشتن را مي‌‌‌آورد. در ذيل آن نيز هفت جنس مورد اشاره ارسطو را به جز جانوران بزرگ دريايي ذکر مي‌‌‌کند. او در مقاله بعدي به تشريح مغز مي‌‌‌پردازد و به اين پرسش مي‌‌‌پردازد که جايگاه تفکر مغز است يا قلب.

 قلندري پس از پرداختن به ابن‌‌‌سينا و پيش از اشاره به سه متفکر مسلمان ديگر به شيوه‌‌‌اي از طبقه‌‌‌بندي اشاره کرد که بر اساس ملاک نحوه حرکت کردن و راه رفتن جانوران صورت گرفته است و نشانه‌‌‌هايي از آن در کتاب‌‌‌هاي مقدس مثل تورات(کتاب پادشاهان 33:4) و قرآن (نور:45) وجود دارد. در متون مقدس ايراني مثل کتاب بندهش نيز تقسيم‌‌‌بندي مشابهي بر اساس خلقت جانوران مي‌‌‌بينيم. در اين کتاب جانوران به دو دسته کلي جانوراني که توسط اهورا خلق شده‌‌‌اند و جانوراني که توسط اهريمن خلق شده‌‌‌اند(شامل خرس، گرگ‌‌‌سانان، سگ، مار و حشرات) بر مي‌‌‌خوريم. از ميان جانوران اهورايي نيز به سه دسته تقسيم مي‌‌‌شوند: نخست جانوراني که بر زمين هستند که خود به سه دسته تقسيم مي‌‌‌شوند: جانوراني که سم شکافته دارند، جانوراني که سم شکافته ندارند و جانوراني که انگشت دارند. اما دسته دوم جانوران اهورايي پرندگان و دسته سوم ماهي‌‌‌ها هستند.

 قلندري سپس به طبقه‌‌‌بندي جاحظ در کتاب‌‌‌الحيوان اشاره کرد و آن را مشهورترين اثري خواند که به دست مسلمانان در اين زمينه نگاشته شده است. وي گفت: جاحظ در ابتدي کتاب بر اساس نوع راه رفتن جانوران را به چهار دسته تقسيم مي‌‌‌کند: نخست جانوراني که راه مي‌‌‌روند که خود چهار دسته‌‌‌اند: انسان، بهائم، سباع و حشرات؛ دوم جانوراني که پرواز مي‌‌‌کنند مثل سباع، بهائم و حشراتي که پرواز مي‌‌‌کنند، سوم جانوراني که شنا مي‌‌‌کنند و چهارم جانوراني که مي‌‌‌خزند مثل تمساح و مار. او البته در يک تقسيم‌‌‌بندي ديگر جانوران را به دو دسته فصيح(انسان) و عجم(باقي جانوران) تقسيم مي‌‌‌کند.

 قلندري تقسيم‌‌‌بندي کساني چون اخوان‌‌‌الصفا و اصول‌‌‌الدين بغدادي را نيز مشابه خواند و از شخصي به نام ابن ابي‌‌‌الاشعث ياد کرد که بر اساس سهم عقل در نحوه زيست جانوران را به سه دسته تقسيم مي‌‌‌کند: نخست حي مالک يا جانوراني که توانايي دخل و تصرف در زندگي خودشان را دارند مثل انسان؛ دوم حي مملوک يا جانوراني که روند زندگي‌‌‌شان توسط طبيعت و يک عامل غيرطبيعي مثل انسان هدايت مي‌‌‌شود مثل جانوران اهلي و سوم حي لامالک و لامملوک يعني جانوراني که روند زندگي‌‌‌شان را طبيعت تعيين مي‌‌‌کند.

قلندري سپس به کتاب‌‌‌هاي عجايب‌‌‌المخلوقات اشاره کرد و عجايب‌‌‌نامه‌‌‌ها را از جمله آثاري خواند که در حوزه جانورشناسي مي‌‌‌توانند مورد بررسي قرار گيرند. وي گفت:  در اين ميان کتاب عجايب‌‌‌المخلوقات قزويني کامل‌‌‌تر از بقيه است. ساير اين آثار تنها به ذکر اسم يا يک ويژگي جانوران بسنده کرده‌‌‌اند، اما اين کتاب يک مقدمه طولاني دارد و ملاک‌‌‌هاي متعددي چون نحوه راه رفتن، شکار کردن يا ملاک‌‌‌هايي که قبلا ذکر کرده‌‌‌ايم را بيان کرده‌‌‌اند. اما او خودش ملاک ديگري را بر اساس نحوه دفاع جانوران در برابر خطرات بيان مي‌‌‌کند. بر اين اساس جانوران را به چهار دسته تقسيم مي‌‌‌کند: نخست آنهايي که به واسطه قدرت خودشان دشمن را مي‌‌‌رانند مثل شير و فيل؛ دوم جانوراني که در برابر خطر فرار مي‌‌‌کنند مثل آهو؛ سوم جانوراني که وسيله دفاعي دارند مثل جوجه تيغي و چهارم جانوراني که در برابر خطر پنهان مي‌‌‌شوند مثل موش. او هم‌‌‌چنين در يک طبقه‌‌‌بندي جانوران را به انسان، جن، دوار و خزندگان تقسيم مي‌‌‌کند.

قلندري در پايان گفت: نتيجه بحث چنان است که اولا هدف قدما در جانورشناسي طبقه‌‌‌بندي نبوده است و ثانيا اين نکته را در آثار مسلمانان با دقت بيشتري مي‌‌‌توان گفت. مسلمانان اگرچه در توصيف جانوران بسيار دقيق بوده‌‌‌اند، اما مسلما هدفشان طبقه‌‌‌بندي نبوده است.



1390/05/09

انجمن حکمت و فلسه ايران

تهران، خيابان نجات‌اللهي (ويلا)، نبش ورشو، ساختمان شماره 2

صندوق پستي 6487-14155  -  تلفن 22711370-021